نكتهاي ديگر درمورد طرح جامع اقتصادي
تازگيها اين نكته به ذهنم خطور كرده. اينها اطلاعات اقتصادي ميخوان تا تعيين كنند كه افراد چقدر به صدقه نياز دارند. حالا سوال اينه كه چرا شماره حساب نميگيرند. نكنه خود آقاي احمدينژاد ميخواد بياد دم در خونهها خودش حضوراً اين پولها رو بده !؟
عكسهايي از شوش و شوشتر
عيد امسال رفته بودم دزفول. قول داده بودم كه عكسهاي اونجا رو تو وبلاگ بذارم ولي حقيقتش رو بخواهيد يادم رفته بود. چند روز پيش كه داشتم مطالب قبلي وبلاگ رو مرور ميكردم يه دفعه به اين قولي كه داده بودم برخوردم. با عرض پوزش اين هم عكسهايي از شوش و شوشتر (البته فراموش نكنيد كه من يه عكاس حرفهاي نيستم):
اين هم تصاويري از هفتآسياب شوشتر كه جزو زيباترين آثار باستانيست كه تاكنون ديدهام:
نكاتي درمورد طرح جامع اقتصادي
من چند روز پيش فرم مربوط به طرح جامع اقتصادي را تهيه كردم. ولي هنوز چند نكتهي مبهم برايم باقي مانده است كه اميدوارم دوستان آگاه بنده را راهنمايي كنند.
1. اگر هدف از اين طرح، تعيين جايگاه اقتصادي افراد و پرداخت نقدي يارانه باشد، دراينصورت پول نقد وارد چرخهي نقدينگي خواهد شد كه همين افزايش نقدينگي بيهيچ ترديدي تورم در پي خواهد داشت. چرا دولت درآمد حاصل از حذف يارانهها را وارد چرخهي صنعت و توليد نميكند تا از اين طريق بتواند توليد و در پي آن ثروت را افزايش دهد؟
2. چه تضميني هست كه مردم اطلاعات صحيح در اختيار دولت قرار بدهند؟ اگر دولت مكانيسم كنترل دقيق اين اطلاعات و منابع لازم را در اختيار دارد، چرا خود نسبت به استخراج آنها از اين منابع اقدام نميكند؟
3. آيا صرفاً با علم به درآمدها، هزينهي مسكن و اقساط ماهانه ميتواند درخصوص شرايط اقتصادي افراد تصميمگيري كرد؟ ساير هزينههاي زندگي در اين آمارگيري چه جايگاهي دارند؟
4. آيا اين فرم اعتبارسنجي شده است؟
و دهها سوال ديگر.
پيشنهاد: به نظر بنده حذف يارانه بهخوديخود كار صحيحي است اما مكانيسم انجام آن بايستي بسيار دقيق باشد. پيشنهاد من اين است كه يارانهها بهتدريج حذف شوند و درآمد حاصله نيز وارد چرخهي توليد شود تا با افزايش توليد و طبعاً عرضه، مشكل تورم بهنوعي كنترل شوم. من اقتصاددان نيستم اما دانستههاي من حاكي از آن است كه براي كنترل تورم يا بايد نقدينگي بازار تقليل يابد و يا اينكه عرضه افزايش يابد. درصورت صحت اين موضوع، ميتوان با افزايش توليد و عرضه، تورم را كنترل كرد.
خط سوم
آن خطاط سه گونه خط نوشتي
يكي را او خواندي و لاغير
يكي را هم او خواندي و هم غير
يكي را نه او خواندي و نه غير
آن خط سوم منم
شمس تبريزي
-
بایگانی
- آگوست 2008 (3)
- جولای 2008 (8)
- ژوئن 2008 (4)
- می 2008 (7)
- آوریل 2008 (7)
- مارس 2008 (3)
- فوریه 2008 (4)
- ژانویه 2008 (5)
- دسامبر 2007 (4)
-
دستهها
-
RSS
RSS مطالب
RSS نظرها










